مرتضى مطهرى
27
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
نقطهء قوّت شيعه در همين است . مقدمتاً عرض مىكنم ما اگر يك پيشواى معصوم داشته باشيم كه 20 سال يا 30 سال در ميان ما باشد و يا يك پيشوا داشته باشيم كه 250 سال در ميان ما باشد ، البته اگر تنها 20 سال در ميان ما باشد آن قدرها تحولات و پيچوخمها و تغييرها و موضوعهاى مختلف پيش نمىآيد كه ما عمل آن پيشوا و طرز مواجه شدن آن پيشوا را با صورتهاى مختلف و شكلهاى مختلف موضوعات ببينيم و در نتيجه استاد بشويم و مهارت پيدا كنيم كه ما هم در اين دنياى متغير چگونه مواجه شويم و در اين زندگى متغير چگونه اصول كلى دين را با موضوعات مختلف و متغير تطبيق كنيم . زيرا دين يك بيانى دارد و يك تطبيقى و عملى ، عيناً مانند درسهاى نظرى و درسهاى عملى ؛ درسهاى عملى طرز تطبيق نظريههاست با موضوعات جزئى و مختلف . ولى اگر 250 سال يك پيشواى معصوم داشته باشيم كه با اقسام و انواع صورتهاى قضايا مواجه شود و طريق حل آن قضايا را به ما بنماياند ، ما بهتر به روح تعليمات دين آشنا مىشويم و از جمود و خشكى و به اصطلاحِ منطق « اخذ ما ليس بعلّةٍ » و يا « خلط ما بالعرض بما بالذّات » نجات پيدا مىكنيم . « خلط ما بالعرض بما بالذّات » يعنى دو چيزى كه همراه يكديگرند يكى از آنها در امر سومى دخالت دارد و همراهى آن ديگرى با آن امر سوم اصالت ندارد بلكه به اعتبار اين است كه به حسب اتفاق همراه اولى بوده است و ما اشتباه كنيم و بپنداريم كه آن چيزى كه مستلزم امر سوم است اوست . فرض كنيد « الف » و « ب » در ظرفى همراه يكديگر بودهاند و « الف » توليد « ج » مىكند ، بعد ما خيال كنيم كه « ب » مولّد « ج » است يا خيال كنيم در توليد كردن « الف » « ج » را ، « ب » هم دخالت دارد . در سيرهء پيشوايان دين شك نيست كه آنها هم هر كدام در زمانى بودهاند و زمان و محيط آنها اقتضائاتى داشته است و هر فردى ناچار است كه از مقتضيات زمان خود پيروى كند ؛ يعنى دين نسبت به مقتضيات زمان ، مردم را آزاد گذاشته است . حال در زمينهء تعدد پيشواى معصوم و يا طول عمر يك پيشوا انسان بهتر مىتواند روح تعليمات دينى را از آنچه كه مربوط به مقتضيات عصر و زمان است